
+
نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 17:14 توسط MOZHGAN
|

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی .................................... بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل عکس رخ مهتاب که افتد در آب در دلم هستی و بین من و توفاصله هاست 



+
نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 13:57 توسط MOZHGAN
|

من دارم مییام اونم ۲۴ اردیبهشت 
![]()
![]()
![]()



+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 21:0 توسط MOZHGAN
|

یا علی گفتیم
و عشق آغاز شد
from: javad

+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 2:22 توسط MOZHGAN
|

دوست مشمار آنکه در نعمت زند لاف یاری و برادر خواندگی دوست آندانم که گیرد دست دوست در پریشانحالی و در ماندگی ............................................................................................................. مژده وصل گره از زلف خم اندر خم دلبر واشد شاهد پیر چو عشاق جوان رسوا شد قطره باد زجام کرمت نوشیدم جام از موج غمت همقدم دریا شد قصه دوست رها کن که در اندیشه او آتشی ریخت به جانم که روان آساشد مژده وصل به رندان خرابات رسید ناگهان غلغله ورقص طرب بر پا شد آتشی را که ز عشقش به دل و جانم زد جانم از خویش گذر کردو خلیل آسا شد 

+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 13:25 توسط MOZHGAN
|









+
نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 23:39 توسط MOZHGAN
|

به سراغ من اگر میاید نرم و آهسته بیایید که مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهای من from: 2khtare hamishe tanha مـنــو بـبـخش اگـــر نگـــام گـــم میشد تــــو شهـــر چــشــات مـنــو بـبـخـش منو ببخش اگر شبها ستاره ها را می شمـــارم اگر همش پیش همه بهت می گم دوستت دارم مـنـو ببخش اگـر بـرات سبدسبد گـل مـی چینـم منو ببخش اگر شب ها فقط تو را خواب می بینم منو ببخش اگــر تـــو را می سپـــارم دست خــدا اگــر پیش قـریـبـه هــا بـجـای تــو میگـم شمـا منو ببخش اگـر واسـه چشای تــو خیلـی کــمــم تـــو یــه فرشتــه ای خیـلــی بــاشــم یــه آدمـم منو ببخش اگـر فقط می خـوام بشی مال خـودم منـو ببخش اگـر کمم ولـی زیـادی عاشقت شـدم 

![]()








+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 19:46 توسط MOZHGAN
|

از دیار خود سفر کردم تا مگر بگریزم از غمها بر همه دنیا گزر کردم تا بجویم بخت خود را گفتم این رنج سفر شاید از دلم غمها برون ریزد یاد حجر و بی وفایی ها زین دل گریزد ای دریغ اینجا ندیدم جز افق های مه آلودی هرگز از ساز وفا اینجا برنمی آید سرودی غمی خواهم که غمخوارم تو باشی دلی خواهم دل آزارم تو باشی **** جهان را یک جوی ارزش نباشد اگر یارم اگر یارم تو باشی **** ببوسم چوبه دارم به شادی اگر در پایه آن دارم تو باشی **** به بیماری دهم جان و سر خود اگر یار پرستارم تو باشی **** شوم ای دوست پرچمدار هستی در آن روزی که سردارم تو باشی **** رسد جانم به فوق قاب قوسین که خورشید شب تارم تو باشی **** کشم بار امانت با دلی زار امانت دار اسرارم تو باشی 


+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 2:35 توسط MOZHGAN
|













+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 2:32 توسط MOZHGAN
|
